حسابرسی در پایان هر کار ، عملی بسیار پسندیده و ارزشمند است و به انسان کمک می کند که با توجه به نقاط ضعف و قوت کارش ، گامهای بعدی را درست تر و محکمتر بردارد. در دستورات علمای بزرگ اخلاق ، عملی توصیه شده است که به آن "محاسبه" می گویند . بر اساس آن ، انسان در پایان هر روز ٬پیش از اینکه به خواب برود ٬به ارزیابی رفتارهای آن روز خود می پردازد و از گناهان و اشتباهات احتمالیش در پیشگاه خداوند مهربان پوزش می خواهد و بابت کارهای حسنه و نیکی که از او سر زده است سپاسگزار خداوند متعال می شود و از او می خواهد که توفیقاتش را برای تداوم این اعمال نیک افزون کند.
***
همه ما در فصلها و مقاطع گوناگون زندگیمان نیازمند این "محاسبه" هستیم . در پایان یک فصل کاری، در پایان یک بازی ورزشی، در پایان یک ترم تحصیلی ، در پایان یک سال زراعی، در پایان یک سال دیگر از سالروز ازدواج، در پایان یک دوره وبلاگ نویسی و .... از جمله در پایان یک سال دیگر و قرار گرفتن در آستانه سال جدید .در همه این موارد ، این ماییم که اگر می خواهیم کارمان از هر عیب و نقصی دور باشد ، به ارزیابی آن دوره و چرخه زمانی بپردازیم .این کار تصادفا بسیار شیرین هم هست و حتی اگر تلخیهایی را به ما گوشزد می کند ، باعث می شود حواسمان جمع شود تا از آن در جهت اصلاح و بهبود ٬بهره برداری کنیم .
***
حاضر شدن بر سر مزار اموات و شهیدان در بین ما ایرانیها جایگاه شایسته ای دارد و بخصوص این حضور٬ در شب جمعه آخر هر سال بسیار جا افتاده است و به عنوان رسمی و سنتی موکد ، برای همه اقشار جامعه لازم الاطاعه محسوب می شود.تا جایی که در شهرهای بزرگ در این شب و روز ، مقررات ویژه ترافیکی وضع می شود و برنامه ریزی برای حضور در قبرستان شهر و چگونگی برنامه های آن و توزیع خیرات در آنجا ، وقت زیادی از خانواده ها را به خود اختصاص می دهد.
در احادیث و روایات بسیار فراوانی ، بر دعا و طلب مغفرت در شبهای جمعه – از زمان اذان مغرب پنجشنبه تا اذان صبح جمعه – سفارش و تاکید شده است .به نظر می رسد اگر این حضور سالانه در قبرستانهای شهر و روستاهایمان ، علاوه بر خیرات برای اموات ، با دعا و طلب مغفرت برای خودمان وپیش از آن با همان محاسبه ای که ذکر آن رفت همراه شود بسیار پسندیده تر خواهد بود. و بیش از همه در هنگام حضور بر قبور نورانی شهیدانی که در مدت کوتاه و بلند دنیاییشان و با چگونه رفتنشان می توانند به ما درس زندگی بدهند.ما با مقایسه زندگی و سلوک دنیایی خود با آن اسوه های بزرگ می توانیم "فاصله" های خودمان را با ارزشها اندازه بگیریم و در هر چه کوتاهتر کردن آن بکوشیم . کمی فکر کنیم . اجازه ندهیم تفکر از زندگی ما حذف شود و به جای آن سیستمهای نوین ارتباطی اعم از رادیو و تلویزیون و کامپیوتر و ام پی تری پلیر و موبایل و ... بنشینند و آن را تعطیل کنند و حتی اختیار لحظه های کوچکمان را هم از ما بگیرند.
***
روزی ، بسیار دلزده و غمزده از شرایط بودم. آقای صفار هرندی که آن موقع در کیهان بود به من گفت : همین الان به بهشت زهرا برو و بر سر مزار امام خمینی حاضرشو. بعد ادامه داد: من هر وقت در زندگی احساس یاس و ناراحتی می کنم برسر مزار امام حاضر می شوم و از مردانگی آن مرد نیرو می گیرم و دوباره با انگیزه فراوان به کارم ادامه می دهم .همه ما نیاز داریم که یک مرد را حجت زندگی خود قرار دهیم و بهشت زهرای تهران و گورستانهای هر شهر و روستایی ، پر است از مردانی که برای همیشه می توانند حجت زندگی و زنده ماندن ما باشند، آری برای همیشه . نگذاریم در تار و پود پوسیده زندگی شهری و ماشینی ، این حجتها را هم از ما بگیرند. بهتر بگویم : نگذاریم که ما را از این حجتها بگیرند.
***
بیایید این شب جمعه آخر سال، به جای آنکه مردگان منتظر ما باشند، ما دیدار شهیدان را انتظار بکشیم . بر سر مزار بزرگانی چون امام خمینی، دکتر بهشتی، شهید رجایی ، شهید دکتر مصطفی چمران ، شهید همت ، شهید بروجردی و نیز مرد بزرگ تاریخ معاصر ما مجاهد نستوه آیت الله طالقانی حاضر شویم و به آن مردان ، قول مردانه بدهیم . قول بدهیم که می خواهیم مانند آنان مرد زندگی کنیم و مرد بمیریم و قول بدهیم که مردان روزگار خودمان را در میان نامردیها و حسادتها و کبر و غرورهای دنیا طلبان ٬تنها نگذاریم . معلوم نیست که در فردا روزی کدام قطعه از قطعات این قبرستان منزلگاه ماست . مردان روزگار خود را ارزان به نامردان نفروشیم !




